امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Saturday, 24 October , 2020
امروز : شنبه, ۳ آبان , ۱۳۹۹ - 8 ربيع أول 1442
شناسه خبر : 757
  پرینتخانه » آخرین اخبار, استان ها, ایران تاریخ انتشار : 30 سپتامبر 2020 - 15:54 | 106 بازدید | ارسال توسط :

سیاست زبانی در سوئیس ((ترجمه: ایوب آقاجانزاده))

مقدمه مترجم سطورزیر مقاله ای است کوتاه اما نسبتاً جامع از نحوه مدیریت تنوع زبانی در سوئیس که به منظور آشنایی با سیاست ها و خط مشی های اعمال شده در این کشور ترجمه گردیده است. اگر چه کشورهای حامی سیاست های چند زبانی در جهان کم نیستند لکن سوئیس به دلیل مدیریت مطلوب و […]

سیاست زبانی در سوئیس                           ((ترجمه: ایوب آقاجانزاده))

مقدمه مترجم

سطورزیر مقاله ای است کوتاه اما نسبتاً جامع از نحوه مدیریت تنوع زبانی در سوئیس که به منظور آشنایی با سیاست ها و خط مشی های اعمال شده در این کشور ترجمه گردیده است. اگر چه کشورهای حامی سیاست های چند زبانی در جهان کم نیستند لکن سوئیس به دلیل مدیریت مطلوب و نسبتاً ایده آل تفاوت های فرهنگی و زبانی مشهور بوده و از این لحاظ همواره مورد توجه سایر کشورها بوده است. اهمیت موضوع و حساسیت های پیرامون آن در ایران در چند دهه اخیر به گونه ای بوده است که لزوم آسیب شناسی و ارائه راهکارهای منطقی و موثر در زمینه مدیریت تنوع فرهنگی و قومی به دور از احساسات و واکنش های گاهاً غیر منطقی که منجر به افزودن گره بیشتر به کلاف مشکلات اجتماعی ایران می گردد را دو چندان کرده است. ترجمه حاضر با پنج مقدمه زیر جهت فهم بیشتر و بهترمساله تقدیم می گردد:

الف) “عدالت” از منظر علم مدیریت از سه جهت مورد توجه قرار می گیرد:

عدالت مراوده ای، که به معنی رعایت میزان توجه وعنایتی است که به افراد مختلف در روابط اجتماعی می شود.

عدالت توزیعی، که در توزیع عادلانه قدرت، ثروت و حیثیت اجتماعی مطرح می شود و

عدالت رویه ای، که به معنی فراهم نمودن فرصت های برابر پیشرفت و خود شکوفایی برای کلیه شهروندان از طریق تدوین یا اصلاح سیاست ها و خط مشی ها اعمال می گردد.

این وجه از عدالت از همه مهمتر و البته تحقق آن صعب تر است.

ب) تنوع فرهنگی، قومی و مذهبی در ایران از جمله ویژگی های منحصر به فرد آن است. این ویژگی از دیرباز در این خطه وجود داشته است لکن طی یک قرن اخیر با توجه به دلایل مختلف منجمله ورود به عصر اطلاعات و به دنبال آن جهانی شدن که تعریفی نو از هویت و ملیت را به دنبال داشت ظهور و بروز بیشتری داشته است. سیاست ها و خط مشی های اعمال شده در دوران پهلوی اول و دوم که عمدتاً مبتنی بر تمرکزگرایی افراطی و به حاشیه رانده شدن اقوام بود از یک طرف، و سابقه مطالبات هویت طلبانه در فاصله تشکیل شوروی سابق در ۱۹۱۷ تا ۱۹۹۱ و بعد از آن برخی تنش های ایجاد شده طی چند دهه اخیر در ایران از سوی دیگر، باعث گردیده است مطالبات قومی به موضوعی به غایت پیچیده و ظریف تبدیل گردد.

ج) “مقایسه” یکی از روش های موثر در متدولوژی است که با ارائه قیاس های منطقی و قابل ارزیابی عینی شناخت پدیده ها و رویدادهای اطراف را برای محقق تسهیل می نماید. این روش تا حدی مهم است که فلاسفه و منطقیون هر شناختی را بدون مقایسه ناقص و ابتر می دانند. بنابراین، شناخت دقیق و علمی خط مشی ها، سیاست ها و مدیریت های اعمال شده در هر سیستمی منوط به شناسایی موارد مشابه در سایر سیستم هاست.

د) سوئیس کشوری است کوچک در قلب اروپا که به زندگی مسالمت آمیز اقوام و مذاهب مختلف در کنار یکدیگر مشهور است که با توجه به تنوع فرهنگی و قومی موجود در ایران طبیعتاً نظر هر ناظری را به خود جلب می کند با این سوال اصلی:

“مدیریت تنوع فرهنگی و قومی در سوئیس به چه صورتی است که باعث گردیده قومیت های مختلف آن بدون هر گونه تنش یا درگیری داخلی بتوانندعلیرغم تفاوت های فاحش موجود شرایطی کاملاً مطلوب و صلح آمیز فراهم نمایند؟”

ه) تمرکز بر استعداد و پتانسل داخلی،  تقویت و ترمیم ارتباط «دولت – ملت» (دولت به معنای عام آن یعنی حاکمیت)، اتحاد و همبستگی تک تک شهروندان و اقوام و شناخت از روندهای موجود در سایر ملل و جوامع که تجربه موفقی در یک زمینه خاص داشته است در کنار هم می تواند کشور را به سمت موفقیت سوق دهد.

سیاست زبانی در سوئیس

 

الیزابتا کوزلوسکا

موسسه حقوق، دانشگاه بیالیستوک، لهستان

سال انتشار: ۲۰۱۶

ترجمه: ایوب آقاجانزاده

خلاصه:

سوئیس اغلب به عنوان کشوری نمونه و موفق در مدیریت تنوع فرهنگی و زبانی شناخته می شود که چهار زبان آلمانی، فرانسه، ایتالیایی و رومانش در چهار منطقه نسبتاً همگن مورد استفاده قرار می گیرد. سه زبان اول از زمان تشکیل کنفدراسیون در سال ۱۸۴۸ و زبان رومانش از سال ۱۹۳۸ زبان های رسمی این کشور می باشند. درعمل، قانون مربوط به «زبان» که از سال ۲۰۱۰ در حال اجرا است ضمن تقویت و توسعه سیاستهای زبانی جایگاه زبان رومانش را از همان سال به «رسمی» ارتقا داد.

اگر چه سیاست های زبانی در سوئیس در سطح ملی و فدرال تعیین می شوند لکن این کانتون ها هستند که وظیفه عملیاتی کردن سیاست ها را بر عهده دارند. بر اساس اصل ۷۰ قانون اساسی فدرال که تحت عنوان «زبان» شناخته می شود اصل چند زبانی سوئیس را مورد تاکید قرار گرفته است. هر چند، تلاش های صورت گرفته اخیر برای اعمال چند زبانی در داخل کانتون ها موفقیت آمیز نبوده است. بنابراین، سوئیس به صورت دو ژوره چهار زبانه و به صورت دوفاکتور در بهترین حالت دو زبانه به حساب می آید که در تعداد محدودی از کانتون ها بیش از یک زبان رسمی وجود دارد(Newman, 2006:2). تقسیمات مرزی کانتون ها بر اساس زبان شکل نگرفته و گویشوران دو زبان آلمانی و فرانسه در اغلب کانتون ها و زبان ایتالیایی به صورت محدودتر از شمال تا جنوب دیده می شوند.

اگر چه سوئیس بر چند زبانی خود می بالد اما این لزوماً بدان معنی نیست که همه شهروندان این کشور چند زبانه هستند. استفاده از اصل تقسیمات جغرافیایی باعث همگن شدن کانتون های مختلف و کاهش ارتباطات کلامی و زبانی شده است. انتخاب سمبلیک زبان در تعیین نام رسمی سوئیس (Confoedratio Helvetica) که به زبان لاتین می باشد مشاهده می شود. برای اینکه اسم رسمی کشور سمبل یا نشان هیچکدام از چهار زبان ملی را نداشته و احتمال برتری یک زبان به زبان های دیگر را در اذهان متبادر ننماید از زبان لاتین به عنوان زبان بیطرف استفاده شده است. با این انتخاب برابری زبان ها و در نتیجه تقویت و به رسمیت شناختن سیاست چند زبانی به عنوان ویژگی منحصر به فرد سوئیس معرفی می گردد.

هدف از این نوشتار تجزیه و تحلیل سیاست زبانی در سوئیس، بحث و بررسی علل و عوامل به وجود آمدن تنوع زبانی در یک جامعه چند زبانی و فهم معایب و مزایای این مدل می باشد.

ریشه های تاریخی چند زبانی در سوئیس

سوئیس در سال ۱۲۹۱ و در نتیجه اتحاد دفاعی مابین سه کانتون یوری، شوویز و اونتروالدن که هر سه آلمانی زبان بودند شکل گرفت. مناطق فرانسوی نشین فعلی (به استثنای فرایبورگ که در قرن ۱۵ به اتحادیه پیوست) و تیسینو در سالهای آغازین قرن نوزدهم به کنفدراسیون ملحق گردیده اند(Grin, 1998:2)

رویکرد ثابت و همیشگی در سوئیس بر مبنای حمایت از زندگی مسالمت آمیز پیروان دو دین(کاتولیک و پروتستان) و گویشوران چهار زبان در یک اقلیم همواره مورد حمایت قرار گرفته است(Rellstab, 2001:2). اگر چه ممکن است تناقض آمیز به نظر بیاید اما ریشه های چند زبانی در این کشور در زمان شکل گیری اولیه اتحادیه با سه کانتون آلمانی زبان صورت گرفته است. کنفدراسیون، که به عنوان اتحاد بین دره ها و شهرها شکل گرفت و در گستره آلمانی تبار قرون وسطی رشد و توسعه یافت، تلاش کرد تا از دموکراسی محلی موجود در برابر تلاش برای اتحاد بر مبنای تقسیمات جغرافیایی که از طرف رهبران سکولار یا مذهبی دنبال می شد محافظت نمایند. در حالی که اغلب دولت های مدرن با نادیده گرفتن منافع اجزای زیر مجموعه خود تشکیل شده اند اما “دولت” سوئیس، برعکس، با به رسمیت شناختن منافع کانتونها و خودمختاری آنها پا به عرصه وجود نهاد. هر کدام از کانتون های اولیه (Orte) سوئیس ایده ها و اقدامات خود را در جهت منافع شخصی پیش می بردند. سیزده کانتون یا اورت(زوریخ، برن، لوکرن، یوری، شویز، آنتروالدن، گلاروس، زاگ، فرایبورگ، سولوتورن، باسِل، شافهاوزن و آپنزل) بر اساس اصولی کاملاً متفاوت پایه ریزی شدند که به عنوان واحدهای سیاسی حاکم و رسمی از خودمختاری سیاسی برخوردار بوده و صرفاً از طریق پیمان های دوجانبه یا چند جانبه که به منظور محافظت از حملات و تعرضات خارجی احتمالی منعقد شده بود با هم درپیوند بودند. در این دوره اختلاف زبانی چندان مشخص و محسوس نبود و هیچ هیات یا سازمان مشخص و رسمی دیده نمی شد و فقط جمعی محدود از فرستادگان یا نمایندگان کانتون ها تحت عنوان تاگزاتزونگ یا دایت که فاقد اختیار لازم برای اتخاذ تصمیمات الزام آور بود وجود داشت. بخش قابل توجهی از رفتارها و باورهای فعلی در سوئیس همچون حفظ و بزرگداشت سنن و رسوم محلی و تمایل به داشتن نهادها و موسسات مستقل به همراه استفاده از لهجه های مختلف ریشه در فرهنگ کهن این کشور و نگرش و رویکردهای اولیه دارد. معادل سوئیسی مفهوم ایتالیایی پاروکیالیزمو همان کانتون لیگیست یا “روح کانتون” می باشد که مضمونی فراتر از فولکلور را در بر می گیرد(اسکوچ، ۲۰۰۰:۱۸).

نقطه آغاز و تولد چند زبانی در سوئیس به سال ۱۷۹۸ همزمان با اشغال خاک سوئیس توسط انقلابیون فرانسه و پیوستن فرانسوی تبارهای داخلی به آنها روی داد. واکنش سیستم کنفدراتیو سابق در برابر این تجاوز در حد مقاومت مستقل از هم کانتون ها بود و خارج از آن نتوانست کاری از پیش ببرد که همین امر نیز منجر به فروپاشی نظم سیاسی دولت محور موجود گردید. وجود انقلابیون فرانسه باعث شد با انتقال از “دموکراسی الیگارشی” به ” دموکراسی مساوات طلبانه” هر کدام از شهروندان به نوعی آزادی فردی دست یافته و مناطق اشغالی را نیز آزاد نمایند. با آغاز «جمهوری هلوتیکا» قدرت به صورت کوتاه مدت در دست دولت تمرکز گرا با محوریت فرانسه افتاد که متعاقباً منجر به تدوین قانون اساسی و رسمیت یافتن چند زبانی در سوئیس گردید(اسکوچو ۲۰۰۰:۲۲).

تا پایان قرن هجدهم میلادی سوئیس آلمانی زبان بود. بنابراین، موضوع چند زبانی در این کشور که توسط قانون اساسی آن مورد تایید قرار گرفته است نسبتاً جدید است. چند زبانی این کشور زمانی به طور کامل رسمیت یافت که در سال ۱۸۴۸ و با تصویب قانون اساسی سه زبان بزرگ (از نظر تعداد گویشوران) یعنی آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی به عنوان زبان های رسمی و ملی به رسمیت شناخته شدند که این امر در آن زمان و در جامعه ای متمرکز و یکپارچه به عنوان یک آنومالی و پدیده غیرعادی تلقی گردید(گرینو، ۲۰۰۵:۲). زبان رومانش نیز در سال ۱۹۳۸ جایگاه ملی و رسمی پیدا کرد و در سال ۱۹۹۹ در قانون اساسی به صورت “نسبی” به رسمیت شناخته شد. نه نژاد و نه اشتراکات زبانی بلکه، برخلاف کشورهای همسایه، این تفکر و خواست سیاسی بوده است که عامل پدید آمدن کنفدراسیون سوئیس بوده است(باختیگر، ۲۰۰۴:۴۱).

توزیع زبانی در کانتون ها

بخش فرانسوی نشین سوئیس La Suisse Romande، قسمت آلمانی نشین Deutschschweiz، و محل سکونت ایتالیایی تبارها هم  La Svizzera italiana(که عمدتاً به کانتون Ticino محدود می شود) خوانده می شود(دورهام، ۲۰۰۶:۱۰). تقسیمات زبانی در سوئیس از طریق دو فرآیند شکل گرفته است: اول رومی سازی توسط سلت ها و رایش ها و سپس فشار حاصل از توسعه ارزی آلمان(وینریش، ۲۰۱۱:۷۰).

چهار منطقه زبانی(آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و رومانش) کاملاً همگن نیستند. قسمت شمال و شرق مختص زبان المانی، قسمت غرب(Romandie) در حاکمیت زبان فرانسه، ایتالیایی ها در جنوب و در نهایت تعداد محدود گویشوران زبان رومانش که در جزایر رومانشی در کانتو گریسون ساکن هستند(ریختر، ۲۰۰۱:۱۸۹). در سوئیس ۲۶ کانتون وجود دارد که ۱۷ کانتون آن خود را آلمانی زبان معرفی کرده اند. ۴ کانتون به طور رسمی فرانسوی و یک کانتون(Ticino) نیز ایتالیایی زبان هستند.

 

مسائل مربوط به سیاست های زبانی نه در کنفدراسیون که در برخی کانتون های خاص مورد بحث قرار می گیرد. طبق اصل ۷۰ قانون اساسی فدرال سوئیس سه زبان آلمانی، فرانسه و ایتالیایی زبان های رسمی هستند. زبان رومانش صرفاً در مقام ارتباط با گویشوران آن زبان رسمی شناخته می شود. برابر اصل یاد شده، این کانتون ها هستند که رسمیت زبان خود را تعیین می کنند و به منظور اطمینان از ایجاد هارمونی در بین مناطق مختلف زبانی ترکیب سنتی زبانی مناطق مورد احترام قرار گرفته و اقلیت های زبانی مستقر مورد توجه و عنایت ویژه قرار می گیرند. همچنین، مسولین فدرال و کانتون ها فهم مشترک و تبادلات فرهنگی دو جانبه را مورد احترام قرار داده و تقویت کرده و مقامات فدرال از کانتون های چند زبانه جهت انجام وظایف خاص خودشان حمایت های مورد نیاز را به عمل می آورند.

سیاست های زبانی در سوئیس چگونه اعمال می گردند؟

سوئیس هرگز بر پایه زبان مشترک متحد نشده است(فولگنزی، ۲۰۰۷:۲). نقشه توزیع زبانی در سوئیس به صورت سنتی بر اساس جغرافیا ترتیب یافته است به این معنی که چهار منطقه زبانی که عمدتاً تک زبانی هستند در چهار ناحیه جغرافیایی متفاوت استقرار یافته اند. هر چند، در برخی نواحی زبان های مختلف در هم آمیخته شده و یک نوع چند زبانی در محدوده کانتون ها کل جامعه را فرا گرفته است که شهروندان می توانند به راحتی از یک زبان به زبان دیگر سوئیچ کنند که تاحدودی به اقدامات صورت گرفته در چارچوب سیاستهای زبانی منجمله قوانین و یادگیری زبان یا لزوم برقراری ارتباطات روزانه بر می گردد(پاندولف، ۲۰۱۳:۸).

آمار جمعیت چهارگانه زبانی

 

برابر سرشماری سال ۲۰۰۲ بیش از شصت درصد جمعیت سوئیس به زبان آلمانی (نه آلمانی استاندارد بلکه آلمانی با لهجه سوئیس)، بالای ۲۰ درصد به زبان فرانسوی، کمتر از ۱۰ درصد به زبان ایتالیایی و جمعیت ناچیزی هم به زبان رومانش صحبت می کنند. با اینحال، جمعیت منطقه رومانش نشین عملاً بنا به دلایل اجتماعی – اقتصادی دو زبانه یا حتی چند زبانه هستند(هاتلر، ۲۰۱۲:۱۶).

حجم عظیم مهاجرت که بعد از جنگ جهانی دوم عمداً توسط دولت و در ارتباط با مسائل اقتصادی آغاز شد سوئیس را دستخوش تحولات بنیادین در زمینه استفاده از زبان کرد. دوره رشد اقتصادی به شکل گیری یک جامعه مصرف محور در سوئیس منجر شد و همزمان کارگران مهمان و به دنبال آنها آوارگان، مهاجران و پناهندگان موجبات تغییرات اساسی و دراز مدت در جامعه را فراهم نمودند و در نتیجه در طول چند دهه گذشته، خواه یا ناخواه، سوئیس تبدیل به یک کشور چند زبانه گردید(اسکوچ، ۲۰۰۰:۱۵). هر چند، چند زبانی در سوئیس از این هم گسترده تر است. نزدیک به ۲۰ درصد از ساکنین ریشه نژادی متفاوتی داشته و به زبان هایی غیر از چهار زبان رسمی تکلم می کنند. زبان هایی که بر زبان رومانشی چیرگی یافته اند (غیر از سه زبان رسمی دیگر) عبارتند از پرتغالی، آلبانیایی، صربی، کروات، اسپانیایی و انگلیسی.

همزیستی مسالمت آمیز در سوئیس بر سه اصل استوار است:

  • برابری زبانی
  • آزادی استفاده از زبان
  • تقسیمات جغرافیایی

    برابری زبانی بدین معناست که هر چهار زبان با هم ارزش برابر دارند صرف نظر از اینکه اکثریت قابل توجهی به زبان آلمانی صحبت می کنند. همزیستی مسالمت آمیز زبان ها در کنار یکدیگر در مقایسه با – به عنوان مثال – بلژیک منحصر به فرد است(کوزلوسکا، ۲۰۱۵:۵). با اینحال، در زمان تشکیل کنفدراسیون در قرن نوزدهم تداوم اصل برابری برای مدت زمان طولانی چندان مورد نظر نبود. نقش و تاثیر زبان اکثریت آلمانی در سال ۱۸۴۰ مورد توجه قرار گرفت. طبق نظر هس(Hess) «سه چهارم سوئیس به زبان آلمانی صحبت می کنند. در نتیجه، بقیه گزینه ای(جز تبعیت و تکلم به این زبان ندارند»(نو وله، ۱۹۸۶:۵۵۴). در سالهای آغازین قرن بیستم برخی زمزمه های تنش جدی بین اکثریت آلمانی زبان و اقلیت فرانسوی زبان شنیده شد که دلیل آن نیز نتیجه سر شماری سال ۱۹۰۰ بود که بر اساس آن جمعیت آلمانی زبان ها کاهش پیدا کرده بود که در نتیجه آن گروه دفاع  از زبان آلمانی شکل گرفت. امروزه از بین ۲۶ کانتون سوئیس سه کانتون دو زبانه، یک کانتون تک زبانه، چهار کانتون به زبان فرانسه و بقیه به زبان آلمانی صحبت می کنند. آلمانی همچنان به عنوان یکی از چهار زبان ملی و رسمی سوئیس شناخته می شود.

آزادی انتخاب یا تکلم به زبان خاص از نظر دادگاه عالی فدرال اصل بنیادین شناخته می شود. طبق این اصل هر شهروند در انتخاب و استفاده از زبان دلخواه در زندگی شخصی منجمله مناسبات تجاری و اقتصادی خود آزادی کامل دارد(گرین، ۱۹۹۸:۴). در واقع، اصل تقسیم جغرافیایی از اصل ۱۱۶ قانون اساسی نشات گرفته و به عنوان اصل نانوشته قانون اساسی شناخته می شود که توسط دادگاه عالی فدرال(بند ۱ اصل ۱۱۶ قانون اساسی فدرال) مورد تایید قرار گرفته است. بر این اساس، هر کدام از کانتون ها “باید” نسبت به تعیین و حفظ حدود و ثغور و میزان همگن بودن زبان در درون مرزهای خود اقدام نمایند. کانتون ها اغلب در این خصوص سخت گیر نیستند اما طبق قانون هیچکس حق ندارد به زبانی رسمی و ملی دیگری آموزش ببیند(گرین، ۱۹۹۸: ۴). اصل تقسیمات جغرافیایی اغلب به این نتیجه ختم می شود که در اکثر نواحی فقط به یک زبان تکلم می شود(اشمید، ۱۹۸۱:۲۶). هر شهروند سوئیسی حق دارد از زبان مادری خود استفاده نماید. هر چند، برای برقراری ارتباط با دیگر شهروندان یا مقامات رسمی و دولتی (محلی) زبان اکثریت مورد استفاده قرار می گیرد. به عبارت دیگر، در این خصوص اصل تقسیمات جغرافیایی که فقط یک زبان رسمی را در محدوده یک کانتون مورد تاکید قرار می دهد بر اصل آزادی زبان تفوق پیدا می کند. هر چند برخی کانتون ها هم هستند که دو زبانه یا سه زبانه هستند(گرین و کورث، ۲۰۰۵:۶۹).

پایداری مرزهای زبانی توسط قوانین قضایی فدرال مورد حمایت قرار می گیرد. به این معنی که اجازه آموزش به زبان فرانسوی در مناطق آلمانی زبان داده نمی شود و بر عکس. سوئیس، با چهار زبان رسمی خود، از فقدان هویت ملی مشخص رنج می برد(فوگلیستر و واسرفالن، ۲۰۱۴:۴۱۸). شهروندان سوئیس خود را بر پایه منطقه یا کانتون محل سکونت معرفی می کنند. اگر چه سیاست های کلی زبانی در سطح فدرال تعریف می شوند لکن عملیاتی نمودن این سیاست ها در اختیار کانتون ها می باشد. در کانتون های والایس، برن و فرایبورگ از نظر مرزبندی های زبانی مشکلاتی نسبتاً جدی وجود دارد. اکثریت ساکنین فرایبورگ فرانسه صحبت می کنند اما خود شهر فرایبورگ آلمانی زبان است. برای برخی از ناظرین این موضوع به نوعی آلمانی سازی به حساب می آید. دربرخی دیگر نیز اصل تقسیمات جغرافیایی در مناطقی که اکثریت به زبان آلمانی صحبت می کنند منجر به استفاده از زبان فرانسه در نهادهای دولتی منجمله مدارس می شود. این راه حل برای دانش آموزان و والدین چندان آسان به نظر نمی رسد.

تقسیمات جغرافیایی بر اساس زبان به عنوان اصل بنیادین نظام آموزش شناخته شده و تعیین زبان مورد استفاده در آموزش توسط کانتون ها را به رسمیت می شناسد. در کنار تصمیم کانتون ها مبنی بر استفاده از یک زبان خاص تشکیل دوره های آموزش سایر زبان های رسمی مورد حمایت قرار می گیرد(گرین & شواب، ۲۰۰۲:۴۱۳). تاسیس مدارس به زبان فرانسه در نواحی آلمانی زبان سوئیس(به استثنای برن که به لحاظ حضور نیروهای دولتی فدرال مجاز می باشد) از طرف دادگاه عالی فدرال ممنوع اعلام شده بود که دلیل این امر نیز پیشگیری از درخواست های مشابه مبنی بر تاسیس مدارس آلمانی زبان در نواحی فرانسه یا ایتالیایی زبان عنوان شده است. به عبارت دیگر، کمیته رسیدگی به موضوع به این نتیجه رسید که در نواحی که یک اقلیت زبانی به اکثریت تبدیل می شود، همچون موارد متعددی که در گرابوندن اتفاق افتاده است، اصل تقسیمات کانتون ها براساس جغرافیا موفق نبوده است(اسکوچ، ۲۰۰۰:۵۵).

یکی از موضوعات خاص و ویژه در بحث آزادی زبان امکان تدریس یک زبان به خصوص می باشد. بر اساس حکم مورد اشاره قبلی دادگاه فدرال در سال ۱۹۶۵ کانتون ها در مدیریت مسائل مربوط به انتخاب زبان در سیستم آموزشی آزاد هستند که کسب مجوز برای محدود کردن استفاده از زبان فرانسه در کانتون آلمانی نشین زوریخ از طریق طرح دو سال تدریس اجباری در مدارس فرانسوی خصوصی قبل از ادامه تحصیل در مدارس آلمانی در این راستا بوده است. با گذشت زمان احکام مربوط به استفاده از زبان مادری در سوئیس تغییر و به سمت فهمی روشن تر و فراختر سوق پیدا کرده است. در ۱۵ جولای سال ۱۹۹۶ دادگاه فدرال تصمیم قبلی را که بر اساس آن کودکان محله آلمانی نشین موریگن مجبور به شرکت در یک مدرسه آلمانی همان محله بودند و حق ثبت نام در مدارس فرانسوی زبان محله دیگر را نداشتند ملغی اعلام کرد(الکساندروویچ، ۲۰۱۱:۱۱۱). از نظر دادگاه فدرال این تصمیم ناقض اصل آزادی زبان مادری (که در محل سکونت فرد تکلم می شود) تشخیص داده شد و در نتیجه آزادی انتخاب زبان مقدم بر اصل تقسیمات جغرافیایی و همگن شدن محلات شناخته شد. در نهایت، مسئولین محلی از الزام و اجبار افراد برای ثبت نام در مدارسی که به زبان رسمی همان منطقه آموزش می دهند منع گردیدند. با اینحال، در این موقعیت این والدین یا راهنماهای دانش آموزان هستند که هزینه تحصیل فرزندان خود حتی در دوره ابتدایی را مدیریت می کنند(الکساندروویچ، ۲۰۱۱:۱۱۲).

زوریخ (که به عنوان قویترین کانتون از نظر اقتصادی شناخته می شود) در دسامبر سال ۱۹۹۷ تصمیم گرفت سهم زبان انگلیسی را در محتوای درسی مدارس افزایش و سهم زبان فرانسه را کاهش دهد(فولگنزی، ۲۰۰۷:۶). این اقدام که از طرف افکار عمومی محلی حمایت می شد باعث بروز برخی تنش ها و التهابات در محافل دولتی اعم از دولت های محلی کانتون ها یا مجمع دائمی وزاری آموزش و پرورش کانتون ها گردید که متعاقباً باعث گردید مجمع گزارشی از آن تهیه(لودی و دیگران، ۱۹۹۸:۵) و در جولای سال ۱۹۹۸ در دستور کار قرار دهد تا موضوع انگیزه ها و فرآیند آموزش به زبان دوم در سوئیس مورد بازبینی و بررسی عمیق مجدد قرار گیرد. از بسیاری از جهات گزارش با بین المللی خواندن زبان انگلیسی بر انتخاب زوریخ صحه گذاشت اما با اینحال بنابه دلائل مختلف(همبستگی ملی و منافع اقتصادی) بر اهمیت و اولویت سایر زبان های رسمی سوئیس در یک کانتون خاص به عنوان زبان دوم  تاکید کرد. این اولویت نه در قالب اعطای برنامه درسی بلکه در قالب اخذ مهارت های زبانی به منظور پاسخگویی به اقتضائات به وجود آمده تعریف می شود که به نوبه خود مشکلات مربوط به نوع و نحوه اقدام در خصوص کسب و آنالیز نتایج به دست آمده را به وجود می آورد اگر چنانچه مستقل از سیلابس در نظر گرفته شده و و انگلیسی به عنوان زبان دوم دارای اولویت باشد(گرین، ۱۹۹۸:۶).

     آموزش یکی از زبان های ملی به عنوان زبان دوم بخشی از سنت رایج در مدارس اجباری سوئیس است. هر چند اخیراً آموزش زبان دستخوش تغییرات اساسی شده است: اکثریت کانتون ها توافق کرده اند(HarmoS) ترتیب دروسی که قرار است تدریس شود و همچنین اهداف آموزشی مورد نظر باید با هماهنگی قبلی صورت گیرد. یکی از این تغییرات آموزش اجباری زبان انگلیسی در کنار آموزش یکی از زبان های رسمی به عنوان زبان دوم می باشد. به علاوه، اولین زبان خارجی تا پایان سال سوم ابتدایی و زبان خارجی دوم تا پایان سال پنجم باید ارائه شود. در آینده، زبان آلمانی اولین زبان خارجی خواهد بود که در گرابوندن در کنار زبان رومانش و ایتالیایی به عنوان زبان های محلی تدریس خواهد شد. زبان فرانسه اولین زبان خارجی در کانتون ایتالیایی زبان تیسینو و بسیاری از کانتون های آلمانی زبان غرب کشور خواهد بود و در نواحی آلمانی زبان گرابوندن نیز ایتالیایی اولین زبان خارجی خواهد بود. این در حالی است که در اکثریت کانتون های آلمانی زبان در مناطق مرکزی و شرقی سوئیس انگلیسی را به عنوان اولین زبان خارجی معرفی خواهند کرد که این ترجیح انگلیسی به زبان فرانسه مورد انتقاد گسترده قرار گرفت(بروی، ۲۰۰۵:۱۳۸-۱۳۹).

آمار زبانهایی که در محیطهای کاری صحبت می شود

     در محیط های کاری زبان آلمانیِ سوئیسی به صورت گسترده(۶۶ درصد) تکلم می شود. آلمانی استاندارد(۴/۳۳ درصد)، فرانسه(۱/۲۹ درصد)، انگلیسی(۲/۱۸ درصد) و در نهایت ایتالیایی ۷/۸ درصد در رتبه های بعدی قرار دارند. واژه آلمانیِ سوئیسی به هر کدام از لهجه های مختلف آلمانی که در سوئیس تکلم می شود اطلاق می گردد(اشتاینرگ، ۱۹۹۶). این لهجه ها به سه گروه تقسیم می شوند: آلمانی پایین(کانتون باسل)، آلمانی بالا(برن، زوریخ و گریسونز) و آلمانی برتر(والایس و تعدادی از روستاهای گریسونز)-  (لیمن، ۲۰۱۲: ۷۰). فقط در محتواهای مکتوب است که آلمانی استاندارد ضرورت دارد چرا که آلمانی سوئیس فاقد سیستم نوشتاری رسمی است. آلمانی استاندارد در مقام گفتار به محیط مدارس، رسانه های جمعی و سخنرانی های عمومی محدود می باشد. از نظر آماری آلمانی استاندارد به صورت گسترده در مدارس استفاده می شود اما با اینحال فقط در حین تدریس دروس به این زبان صحبت می شود. از نظر باربور استفاده از آلمانی استاندارد موضوعی است که به انتخاب هر فرد بستگی دارد(باربور، ۲۰۰۰: ۱۵۹).

زبان ایتالیایی سوئیسی نیز سه سطح استفاده را دارد: لهجه محلی تیسینو، لهجه لومباردی و ایتالیایی ادبی(استپکوسکا، ۲۰۱۳: ۲). زبان رومانش به پنج لهجه تقسیم می شود که هر کدام در یک منطقه گریسونز صحبت می شود(پیچ، ۲۰۱۰: ۸۷).

   سیستم آموزشی سوئیس نه در سطح فدرال و ملی بلکه در اختیار کانتون ها بوده و مشخصاً بر روی دو زبان اکثریت یعنی آلمانی و فرانسه و زبان انگیسی به عنوان زبان بین المللی تمرکز دارد. این سه زبان به طور گسترده در تمام مناطق تدریس می شوند(پاندولفی، ۲۰۱۳: ۱۱).

تمام زبان های رسمی سوئیس در جلسات مجلس استفاده می شوند که سه زبان آلمانی، فرانسه و ایتالیایی کاربرد بیشتری دارند(جفری، ۱۹۸۲: ۲۲). لهجه های زبان فرانسه و آلمانی به کار رفته در مجلس همان هایی هستند که بیشترین کاربرد را دارند و مذاکرات هم به صورت همزمان به کلیه زبان ها ترجمه می شوند تا افراد بتوانند به راحتی نظرات خود را بیان کرده و به بحث و تبادل نظر به هر زبانی که دوست دارند بپردازند(ماده ۸ فصل اول از قانون مربوط به زبان). این قانون شامل جلسات هیات وزیران دولت فدرال نیز می شود.

در هر دو شورا یا اتاق مجلس(شورای ملی و شورای دولتها) زبان آلمانی استاندارد مورد استفاده قرار می گیرد چرا که نمایندگان هر چهار زبان در آنجا حضور دارند. با اینحال، دو زبان آلمانی و فرانسه جهت برقراری ارتباط کلامی مورد استفاده قرار می گیرد. در خلال مذاکرات اعضای پارلمان که از کانتون تیسینو هستند مجبورند با یکی از دو زبان آلمانی یا فرانسه خود را وفق دهند و تنها  در هنگام رای گیری نهایی مفاد قوانین به زبان ایتالیایی منتشر می شود. همچنین، در مجلس شورای ملی (و از چند سال اخیر به این طرف مجلس شورای دولت ها) که هر کدام از ۲۶ کانتون صرف نظر از اندازه آنها دو کرسی دارد ترجمه همزمان صرفاً برای دو زبان آلمانی و فرانسه تدارک دیده شده است. نمایندگان ایتالیایی زبان تیسینو در ابتدا و صرفاً به عنوان تشریفات چند کلمه به زبان ایتالیایی صحبت می کنند و بعد از یکی از دو زبان آلمانی یا فرانسه استفاده می کنند.

در مجلس شورای ملی مذاکرات به سه زبان آلمانی، فرانسه و ایتالیایی ترجمه همزمان می شود(ماده ۳۷ از فصل ۲ آیین نامه داخلی مجلس شورای ملی). ترجمه به زبان رومناش زمانی روی می دهد که از قبل درخواست شده باشد. کمیته های زیر مجموعه مجلس گزارش های شفاهی خود را به دو زبان آلمانی و یکی از دو زبان فرانسه یا ایتالیایی ارائه می کنند( ماده ۱۹ از فصل ۱ آئین نامه داخلی مجلس شورای ملی). به غیر از موار خاص و استثنایی که موضوع در حال بررسی از اهمیت و پیچیدگی ویژه ای برخوردار است در سایر شرایط چنانچه موضوع توسط یکی از نمایندگان به یک زبان خاص بیان شده باشد نماینده دیگر مواردی را که قبلا به زبان دیگری بیان شده اند را تکرار نکرده و فقط به زبان مادری خودش موضوع را ادامه می دهد(ماده ۱۹ فصل ۲ آئین نامه داخلی مجلس شورای ملی). رئیس مجلس اداره جلسات را به زبان مادری خود انجام می دهد و برخی جملات یا دستورها که به صورت شفاهی بیان می شوند نیز به صورت مستقیم به یکی از زبان های رسمی ترجمه می شود. این خدمات توسط سیستم اداری مجلس فراهم می گردند(ماده ۳۷ فصل ۱ آئین نامه). زمان اعطای وقت برای هر کدام از نمایندگان رئیس مجلس باید از مدت زمان مورد نیاز مناسب برای ارائه دیدگاه وی اطمینان حاصل نماید(ماده ۴۱ فصل ۳ آئین نامه).

    در مجلس شورای دولت ها(نمایندگان کانتون ها) هیچ قانونی ناظر بر نحوه استفاده از زبان وجود ندارد(شواب، ۲۰۱۴: ۵). برخلاف مجلس شورای ملی در این مجلس ترجمه همزمان مذاکرات فراهم نیست چرا که خود اعضا در برخی مواقع از احضار مترجم همزمان به دلیل خواست شهروندان مبنی بر تسلط نمایندگان بر حداقل یک زبان رسمی دیگر خودداری می نمایند. اسناد به دو زبان آلمانی و فرانسه منتشر می شوند اما گزارشات کمیته ها معمولا به یک زبان منتشر می شوند.

کمیته های پارلمان با استناد به توان درک و یادگیری غیرارادی زبان در اعضا بدون ترجمه همزمان برگزار می شوند. طی چند سال اخیر نیاز به حضور هر چهار زبان در سطح فدرال افزایش یافته است(اسکوچ، ۲۰۰۰: ۱۶). نکته جالب این که نمایندگان با زبان آلمانی سوئیس(که در منزل یا سایر محافل غیر رسمی مناطق آلمانی نشین مورد استفاده قرار می گیرد) در مجلس به جای این زبان از آلمانی استاندارد استفاده می کنند. در چند دهه اخیراستفاده از لهجه های مختلف افزایش یافته است که این موضع باعث بروز برخی مشکلات برای افرادی شده است که به زبان های فرانسه، ایتالیایی و رومانش صحبت می کنند چرا که زبان آموزش داده شده در مدارس آلمانی استاندارد بوده است.

    در اصل، تمام اسناد، گزارشات و پیش نویس قوانین مجلس که توسط کمیته ها یا صحن علنی بررسی می شوند چه به صورت آنلاین چه به صورت چاپ شده در سه نسخه آلمانی، فرانسه و ایتالیایی منتشر می شوند(ماده ۸ فصل ۲ قانون “زبان”). سایر اسناد عمدتاً به دو زبان آلمانی و فرانسه تهیه می شوند(ماده ۴۶ فصل ۳ قانو مجلس).

     در سیستم قضایی (دادگاه عالی فدرال) سوئیس آرای صادره به زبانی منتشر می شود که رای به نفع داده شده است. هر چند، طرف های درگیر می توانند دادخواست خود را به هر کدام از زبان های رسمی تنظیم کنند. دادخواست ها ترجمه نمی شوند(قانو فدرال، ۲۰۱۵) و فقط ترجمه ای کوتاه از رای صادر شده به سه زبان آلمانی، فرانسه و ایتالیایی ترجمه می شود. بقیه قسمت های رای، یعنی استدلال و نتیجه گیری و … به سایر زبان ها ترجمه نمی شود.

آمار زبانهای مورد تکلم در منزل و محافل خصوصی

در منزل یا در ارتباط با دوستان و آشنایان ۱/۶۰ % جمعیت دائم به زبان آلمانی سوئیس، ۴/۲۳% فرانسه، ۱/۱۰% آلمانی استاندارد، ۴/۸% ایتالیایی و ۶/۴% انگلیسی صحبت می کنند تجزیه و تحلیل زبان های مورد استفاده در منزل و محیط های کاری نشان می دهد ۶/۴۲% از جمعیت ساکن دائمی با بیش از یک زبان صحبت می کنند که انگلیسی و پرتغالی دو زبان با فراوانی بالا هستند. آنها که به زبان آلمانی سوئیس صحبت می کنند از لهجه خاص خود استفاده می کنند. شهروندان سوئیس با زبانی غیر از آلمانی برقراری ارتباط با آلمانی زبان ها را دشوار ارزیابی می کنند چرا که در مدارس آلمانی استاندارد یاد گرفته اند(باستاردز، ۲۰۱۲: ۵۰). ارتباطات فرهنگی دو طرفه بین کانتون ها از طرف دیگر عامل مهم دیگری است برای تقویت و تضمین چند زبانی در سوئیس. حتی چند کانتون یک زبانه سوئیس هم به صورت مستمر از طریق مهاجرت های صورت گرفته در معرض تماس با سایر زبان ها هستند. شهروندان در جابجایی از یک مکان به مکان دیگر آزادند و زبان نباید عامل بازدارنده در این زمینه باشد. به این ترتیب، یک فرد می تواند به کانتونی که به زبانی غیر از زبان رسمی کانتون محل سکونت اولیه صحبت می کنند مهاجرت نماید. جس لویت با اشاره به ضرورت یادگیری زبان فرانسه یا زبان رسمی دیگر توسط شهروندان آلمانی زبانی که قصد دارند به کانتون های دیگر مهاجرت کنند این موضوع را تبیین می نماید(لویت، ۲۰۰۴: ۸۶).

نه تنها فرهنگ چند زبانی در مهاجرت از یک کانتون به کانتون دیگر حفظ و تضمین می شود بلکه در مورد مهاجرت به سوئیس از سایر کشورها نیز صدق پیدا می کند. ۲۰ درصد جمعیت سوئیس را خارجی ها تشکیل می دهند که ۹ درصد آنها به زبانی غیر از چهار زبان رسمی صحبت می کنند(گرین و کورث، ۲۰۰۵: ۷۰).

چرا چند زبانی سوئیس منحصر به فرد است؟

پاسخ در این است که هر زبان در سوئیس تعریف مشخص از حدود خود دارد. هر زبانی برای مقاصد خاص و شرایط مشخص مورد استفاده قرار می گیرد. همه قوانین فدرال به زبان های آلمانی، فرانسه و ایتالیایی چاپ و منتشر می شوند و مجلس فدرال(شورای ملی باضافه شورای دولت ها) از فرانسه و رومانش ها معمولاً از زبان آلمانی در متون رسمی استفاده می کنند(لویت، ۲۰۰۴: ۸۶). بخش فرانسه زبان سوئیس هیچوقت قسمتی از خاک فرانسه نبوده و سوئیسی ها همواره خود را مستقل از فرانسه اعلام کرده اند به طوری که در ابتدای قرن ۱۹ با گذاشتن نام «روماند» بر روی خود تلاش کردند بر تفاوت های موجود بین خود و کشور فرانسه تاکید نمایند. به طور مشابه، بخش های آلمانی و ایتالیایی نشین هرگز قسمتی از آلمان یا ایتالیا نبوده اند(گرین، ۱۹۹۸: ۳). تقسیمات زبانی لزوماً در راستای تقسیمات کانتون ها نیست. سه کانتون دو زبانه هستند(فرانسه و آلمانی: برن، فرایبورگ و والایس) و یک کانتون سه زبانه(آلمانی، رومانش و ایتالیایی: گریسون). تقسیمات زبانی با تقسیمات مذهبی هم منطبق نیستند. جمعیت سوئیس متشکل از دو مذهب کاتولیک و پروتستان هستند و هیچ قانونی بیانگر این نیست که – مثلاً – کانتون های آلمانی زبان مذهب پروتستان دارند و کانتون های فرانسه زبان کاتولیک هستند. سه کانتون فرانسه زبان(ژنو، واود و نئوکاتل) و برن دو زبانه نقش به سزایی در تقویت و ارتقای پروتستانیزم در سوئیس داشته اند(گرین، ۱۹۹۸: ۳).

 

 

نتیجه گیری

اگر چه از نظر تئوریکی می توان گفت چهار زبان در سوئیس مورد استفاده قرار می گیرد، اما به دلیل حضور روز افزون مهاجران باید سوئیس را یک کشور چند زبانه دانست. با اینحال این بدین معنا نیست که همه شهروندان سوئیس چند زبانه هستند. بلکه بدین معنا است که اکثریت مردم سوئیس به یک زبان(زبان مادری) صحبت می کنند(به استثنای انگلیسی). در نتیجه، چند زبانی در سوئیس مفهومی فردی نیست بلکه به عنوان یک ویژگی خاص سیاسی آن به  حساب می آید. زبان ملی و رسمی منحصر به فرد وجود ندارد بلکه هر چهار زبان که ارزش و جایگاه همسان دارند به عنوان رسمی و ملی شناخته می شود که در این بین زبان آلمانی به طور آشکار نسبت به سه زبان دیگر تفوق نسبی دارد.

برخی چالش ها نیز وجود دارد. در مدارس تاکید می شود یکی از چهار زبان باید به عنوان زبان دوم دانش آموز یاد داده شود(مثلا فرانسه در کانتون های ایتالیایی یا آلمانی زبان). با اینحال، از سال ۱۹۹۰ زبان های رسمی در مدارس جای خود را به انگلیسی داده اند و این زبان اولین زبان خارجی است که در کانتون های آلمانی زبان آموزش داده می شود. دانش آموزان فرانسه زبان در مناطق آلمانی نشین تمایل چندانی به یادگیری آلمانی ندارند چرا که به جای آلمانی استاندارد در زندگی روزمره مثلا رادیو و تلویزیون از آلمانی سوئیسی استفاده می شود.

 

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.